تبليغاتX
فـــــــرشتگان
 
   
     
 





Powered by sanyeh

 
  نسل کشی ایرانیان در طی جنگ جهانی اول و کمک های آمریکا به ایران :

هیچ می دانستید که در جریان جنگ جهانی اول حدود 40 در صد مردم ایران کشته شده اند ؟ یعنی تقریبا نیمی از کل مردم کشور . 




در رابطه با جنگ جهانی اول می گویند که بزرگ ترین و ویرانگر ترین جنگ تمام تاریخ بشریت بوده و باعث مرگ بیش از 10 میلیون انسان شده است . ( رقم 10 میلیون را کمی سبک و سنگین کنید , 10 میلیون مرگ !!! در طی کمتر از 4 سال ) 


می دانستید که این آمار بدون در نظر گرفتن کشته های قحطی حاصل از جنگ در ایران است ؟ چرا که فقط حدود 9.5 میلیون نفر در ایران کشته شدند . از قحطی و بیماری های واگیردار که در نتیجه ی سو تغذیه در جامعه همه گیر شدند . 


در فاصله ی سالهای 1293 تا 1294 خورشیدی ( 1914 تا 1915 میلادی ) اانگلستان از جنوب , دولت عثمانی از غرب و روسیه از شمال ایران را به تصرف در آوردند و حکومت وقت که کمترین توانی برای مقاومت در برابر این سیل بنیان کن دشمنان را نداشت فقط نظاره گر بود . 


در سالهای بعد روسیه ی تزاری که در نوع خود کشور ضعیفی محسوب می شد در پی توافقی با دولت انگلستان , ایران را واگذار کرد . در همان زمان عثمانی ها هم به مرز فروپاشی رسیده بودند ( جنگ جهانی اول که از حیث گستردگی ابعاد شگفت آوری دارد باعث نابودی 4 امپراطوری بزرگ و قدرتمند اروپا یعنی : امپراطوری اتریش مجار , روسیه , آلمان و عثمانی شد ) 


بنابراین استعمار پیر تنها بازیگردان عرصه ی سیاست ایران شد و با خرید گسترده ی غلات و جلوگیری از واردات کالا به ایران و اجازه ندادن برای ورود کمکها دولت آمریکا به ایران باعث ایجاد نایابی مواد غذایی در کشور شد و خشکسالی و بارندگی کم هم قوز بالای قوز شد و چنان قحطی در کشور بروز کرد که بیش از 40 درصد مردم ایران را به کام مرگ برد ( 1917 تا 1919 ) . 


نکته ی جالب گزارشهای دلسوزانه ی سفیر وقت دولت آمریکاست که باعث می شود محموله های بزرگ مواد غذایی برای کمک به مردم تیره روز ایران ارسال شود که انگلیسیها به هیچ وجه اجازه ی ورود آنها را به کشور نمی دهند . 


" داناهوافسر شناخته شده اطلاعات نظامي انگلستان و نماينده سياسي آن دولت در غرب ايران درسالهاي 1918 و 1919 درباره قحطي درغرب ايران اينگونه مي نويسد: 
" اجساد چروكيدهزنان و مردان? پشته شده و در معابر عمومي افتاده اند. در ميان انگشتان چروكيده آنانهمچنان مشتي علف كه از كنار جاده كنده اند و يا ريشه هايي كه از مزارع در آورده اندبه چشم مي خورد؛ با اين علفها مي خواستند رنج ناشي از قحطي و مرگ را تاب بياورند. در جايي ديگر? پابرهنه اي با چشمان گود افتاده كه ديگر شباهت چنداني به انساننداشت?چهار دست و پا روي جاده جلوي خودرويي كه نزديك مي شد مي خزيد و در حالي كهناي حرف زدن نداشت با اشاراتي براي لقمه ناني التماس مي كرد...". 
مرحوم محمد علي جمالزاده تلفات وحشتناك شيراز را اين طور روايت مي كند: 
"جنگ اول جهاني در آستانهاتمام بود[ پائيز 1918] كه در دل شبي تاريك و هولناك سه سوار ترسناك كه هر كدامشمشير و شلاقي به بر داشتند به آرامي از ديوارهاي شهر عبور كردند و به آن واردشدند. يك سوار نامش" قحطي" ديگري" آنفلوانزاي اسپانيايي" و آخري" وبا "بود. طبقاتفقير? پير و جوان? همچون برگ پائيزي در برابر حمله اين سواران بي رحم فرو ميريختند. هيچ غذايي پيدا نمي شد? مردم مجبور بودند هرچه را كه مي توانستند بجوند وبخورند. به زودي گربه و سگ و كلاغ را نمي شد يافت. حتي موش ها نسلشان بر افتادهبود. برگ? علف و ريشه گياه را مانند نان و گوشت معامله مي كردند. در هر گوشه وكنار? اجساد مردگان بي كس و كار پراكنده بود. بعد از مدتي مردم به خوردن گوشتمردگان روي آوردند...". 


نکته ی جالب توجه آن است که بعدها به هیچ عنوان از این نسل کشی و توحش انگلیسیها نامی به میان نیامده و هرگز کسی عنوان نکرد که هیچ کشوری به اندازه ی ایران از جنگ جهانی اول آسیب ندیده , جنگی که ایران در آن بی طرف اعلام شده بود . 


عجیب نیست که اتفاقی که فقط 90 سال قبل در کشورمان روی داده به این اندازه برای ما ناشناخته و مجهول باقی مانده بوده ؟


 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  نقش رسانه و دین ، نقش خانواده ، نقش نوع مصرف غذا و اقتصاد فردی ، آیا میتوان اینها را دلیلی بر افزایش و یا کاهش جرم و جنایت در جامعه ربط داد؟

رسانه: بعنوان بازدارنده آموزش دهنده ، و در مواردی تبلیغ کننده بسیار موثر است . آیا اخبار و انتشار حوادثی چون : قتلهای اجتماعی و انواع جرمهای دیگر در ذهن افراد نقش مستقیم و موثری دارد؟

به شخصه معتقدم وقتی یک تابو در جامعه زیاد مورد بحث و کنکاش قرار میگیرد ، دیگر از آن حالت خارج و به اتفاقی عادی مبدل میشود ، بطور مثال در گذشته وقتی از قتل خانوادگی و یا یک قتل عادی خبری منتشر میشد ، تا مدتها جامعه در شُک خبری فرو میرفت ، و بحثهای متعددی پیرامون آن اتفاقت آغاز میشد . ولی در عین حال فرا گیری آن نه به دلیل میزان انتشار خبر در جراید و رسانه ها بود ، بلکه درک این اتفاق از سوی جامعه غیر قابل باور و توجیه بود . و به همین دلیل خبر چنین رخدادهائی ، به سرعت در میان مردم پخش میشد و همه با حیرت در رابطه با آنها صحبت میکردند . اتفاقی که در جامعهء امروز ایران کاملن عادی شده ، بطوریکه خبر جنایت به هر شکلی مانند سابق باعث حیرت ، اندوه و پیگیری مردم نمیشود ، به دلایل عمده ای میتوان در این میان اشاره کرد : میزان جرایم که بشدت و در مدت چند سال بصورت خیره کننده ای زیاد شده است . 

2. رسانه ها که تقریبن هر روزه چندین و چند خبر از این دست به اطلاع عموم میرسانند . در چنین شرایطی قبیح بودن موضوع از بین میرود ، یکزمان اعدام یک فرد در میان مردم یک شهر موضوعی بود که همه برای ارضای حس کنجکاوی ، همدردی و یا موارد دیگر میرفتند ، اتفاقی که در مدت این سالها افتاده شکل دیگری را نشان میدهد ، مردم دیگر برای آن حسها نمیروند ، بلکه برای آنها نوعی تفریح به حساب می آید . جامعه ای خسته که میخواهد انتقام بگیرد ، تفریح کند و خوش باشد . مردم ما از دیدن اعدام دیگر احساس انزجار ندارند و بر عکس از دیدن آن لذت هم میبرند . جامعهء کنونی ما با دیدن اعدام و جنایت آرام میشود ، دیگر مرگ کسی برای افراد جامعه تاسف بار نیست ، موضوع به قدری عادی شده که دیگر فرقی میان مرگ یک انسان یا حیوان وجود ندارد. از این رو میتوان بهتر نتیجه گرفت که میزان جرم و جنایت به دلیل خلاء روابط و رفتارهای انسانی رو به افزایش است . در چنین جامعه ای طبعن دین هم به عنوان عامل باز دارنده نمیتواند موثر باشد ، زیرا حجم زیادی از رفتارهای انسانی نیز به صورت قوانین دینی و شرعی اجرا میشود ، مانند اعدام ، قطع عضو ، سنگسار و شلاق و غیره ... 

افرادی که با چنین احکامی مواجه شده اند  چگونه میتوانند مانند یک شهروند عادی رفتار کنند؟ . در این جامعه شکنجه ابزار است و کاربرد دارد ، اینکه جامعه عصبی است و چه عاملی در آن تاثیر مستقیم دارد مقولهء دیگری است و همچنین مسائل زنان و کودکان را به مبحث دیگری وامینهیم .

به هر حال هنوز هم امیدی برای بهبود شرایط رفتارهای انسانی در جامعهء ما وجود دارد ، زیرا که مردم ما از لحاظ تمدن دارای پیشینه ای چند هزارساله هستیم و تعریف آن اینگونه مطرح میشود ، که کشورهای دارای تمدن و قدمت طولانی از لحاظ هوش فردی و رفتارهای اجتماعی ، پیشرفته میباشند. بطور مثال میتوان سیستم شهر سازی زمان هخامنشیان را با سیستم زندگی در آفریقا از همان زمان مقایسه کرد ، در آفریقا هنوز اشخاص بصورت بدوی زندگی میکنند ، هنوز بدون پوشش هستند و با شکار کردن روزگار گذارنده و یا در چادر یا کپر زندگی میکنند ، ولی مردم ما از سالهای خیلی پیش دارای ادارات و روابط اجتماعی پیشرفته در محیط زندگی خویش بودند و مسئلهء بعدی هنر است . در دنیای کهن هنر نزد ایرانیان و فرهنگ نزد چینیان بوده است ، هنر به ذاته متعلق به احساس است و هنرمند فردی احساسی است ، زیرا عشق و انسانیت را خیلی بیشتر از حد معمول درک میکند ، جامعه ای که هنری است پس احساسی هم هست ، در این جامعه میتوان هنوز امیدوار بود که حس اومانیسمی * همچنان قدرتمند و شکوفا است . به هر حال این بحث بسیار طولانی است و نمیتوان آن را در یک صفحه و یک مقاله گنجاند ، در مقالهء بعدی راجع به نقش زنان و کودکان در همین رابطه بحث میکنم ... البته اینجا مبحث جغرافیائی موضوع نیز به آینده موکول شد .

* اومانیسم : انسان‌گرایی رویکرد تمرکز بر توانایی‌ها و دغدغه‌های انسان؛ در آزمایش‌های تجربی، مطالعات اجتماعی، پژوهش‌های فلسفی و خلق آثار هنری است.

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
 
این مطلبی بود که یکی از دوستان مطرح کرد :

اما آنچه انتشار کتاب را غیر حرفه‌ای می‌کند رعایت نکردن ضابطه‌های کیفی نشر است، به ویژه ویراستاری آن. ویراستاری البته تنها به غلط‌گیری نگارشی محدود نمی‌شود. حتی کارهای ادبی مانند رمان و شعر نیز نیاز به ویراستاری حرفه‌ای دارند. در میان ناشران غربی پذیرفته شده است که کار پیش از چاپ از سوی کسانی که در آن رشته‌ی ادبی یا علمی کار‌شناس هستند ویرایش شود. در مورد ویرایش‌های محتوایی، که اغلب به آن بازبینی می‌گویند، با نویسنده بحث و مذاکره می‌شود و موافقت او جلب می‌شود. به هر صورت، علاوه بر ویراستاری، طراحی و جلد و مانند آن نیز مطرح است. اگر در انتشار کار این نکته‌ها رعایت شود، کار به یقین جدی‌تر و با کیفیت بهتری عرضه خواهد شد.

اما فارغ از بحث حرفه‌ای بودن یا نبودن، باید به قیمت‌گذاری نیز به عنوان یکی از ابزارهای تشویق کتاب‌خوانی توجه کرد.))

و این هم جوابی بود که هن همان هنگام برای ایشان ارسال کردم :

 به نظر من ترجمهء صحیح و نوع نگارش که از ادبیات پیچیده برخوردار نباشد و ذهن خواننده را با مسائل دیگری پیرامون بحث موجود در کتاب درگیر نکند خود میتواند یکی از عوامل خوب برای انگیزه نشان دادن فرد به مطالعه باشد ، همین طور که شما شاید یک کتاب خیلی کهنه که از لحاظ ادبی و املائی خیلی هم به روز نباشد را بیشتر بپسندید تا یک کتاب امروزی ، بخش دیگر هم حتمن نقش سانسور و خود سانسوری نویسنده یا مترجم است که موثر واقع خواهد شد ، البته در کشورها و فرهنگهائی نظیر کشور ما مردم ترجیح میدهند تا بیشتر به سمت کتابهائی که ممنوع هستند بروند تا تمایلی به همان کتاب چاپ جدید داشته باشند ، این عدم اطمینان از محتوای کامل یک کتاب هم بسیار مهم است ، البته به این هم باید توجه کرد که میزان استقبال از مجلات و روزنامه های ایرانی که البته اکثر آنها به نشریات خانوادگی و یا زرد میمانند بیشتر خواهان دارد تا کتابهائی که علمی و اصولی است ، از تتیراژ مجلات علمی هم میتوان به این نکته ها رسید ، مردمی که اگر روزنامه هم تهیه کنند بیشتر صفحهء حوادث را مورد مطالعه قرار میدهند تا دیگر مطالب آن را ، شما به کیفیتهای چاپی و نوع برگه های استفاده شده در روزنامه و مجلات که دقت کنید به این نتیجه میرسید که محتوای یک موضوع خبری و حادثه ای بیشتر از نوع کیفیت ، جنس و نوع کاغذ و خبر برای جامعهء ما ارزش دارد ، البته این مختص تمام جهان سوم هست و هیچ خُرده ای هم به آن نمیتوان گرفت ، کشوری که سطح چاپ اکثر کتابهایش را خرافات ، جادو و جمبل و دعاها و رموزها فرا گرفته ، به طبع مردم را برای فرار به سمت مطالب بی دردسر تر ، قابل فهم تر و جالب تر از قبیل صفحات حوادث روزنامه سوق میدهد تا کتابهای حرفه ای و غیر قابل فهم و درک ...

حالا چرا این رو مطرح کردم چون میخواستم شما هم اگر نظری در این زمینه داربد منتشر کنید ...
 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
 

محمد فیلی بازیگر 61 سالهء شیرازی و ایفاگر نقشهای نسیم بیگ و بسیم بیگ در روزی روزگاری و خیلی نقشهای دیگر که این آخری در مختارنامه نقش شمر رو بازی میکرد 2 تا خاطره تعریف میکنه که من هم بد ندیدم اینجا برای شما منتشرش کنم تا ببینید این مردم ما به کجا رسیدن ، بعضی وقتها یاد حرف پدرم می افتم که با خنده برای من تعریف میکرد ، در زمان شاه وقتی فیلم امیر ارسلان نامدار گویا ، از سینماها پخش میشد ، مردم در کوچه و خیابان میگفتند دیدی امیر ارسلان چطوری دیو رو کشت ، یا دیدی چه زوری داره و از این قبیل صحبتها ، یعنی مردم باور کرده بودند که اون شخصیت حقیقیه و فیلم نیست ، خوب اون موقع به دلیل نبود امکانات پیشرفته و سطح سواد و ... میطلبید اینطوری باشه ولی الان ؟؟؟ واقعن نمیگنجه ، به خاطره های این هنر پیشه توجه کنید :


محمد فیلی : یادم می آید یک روز منتظر تاکسی بودم که متوجه شدم دو سرنشین یک موتور در فاصلهء  10 متری ام مرا زیر نظر دارند. سوار تاکسی شدم دیدم آن موتور هم راه افتاد و به تاکسی رسید و آن دو نفر شروع کردند به فحش دادن . حرف هایشان نشان میداد به خاطر تنفر از شمر به من بد و بیراه میگویند. راننده مرد مسنی بود . به او گفتم بایستد تا با موتوری ها حرف بزنم . تا ایستادیم یکی از سرنشین ها گفت پایت را پائین بگذاری کشتمت. راننده برگشت که چیزی بگوید چشمش به من افتاد و پس از چند لحظه با تعجب گفت: توشمر هستی؟ گفتم نه آقا اشتباه گرفته ای. باز راه افتادیم و ان موتوریها همچنان ما را تعقیب میکردند . بالاخره آنها آنقدر فحش دادند و تهدید کردند که روی پل گیشا راننده به زور پیاده ام کرد و گفت : برای من دردسر درست نکن ، خلاصه این که روی پل مدیریت من ماندم و آن دو نفر که همچنان سعی میکردند فاصله شان را با من حفظ کنند .وقتی راننده رفت من هم راه افتادم سمت آنها که ببینم چه میخواهند اما هر دو فرار کردند ، فکر کنم جدا باور کرده بودند که من شمرم و اگر نزدیکشان بشوم برایشان خطر دارم ...


ماجرای دوم مربوط به زمانی است که ما برای فیلمبرداری صحنه ای به منطقه طرود در کویر رفته بودیم. آنجا پیرزنی بود که روی قطعه زمینی زراعت میکرد.ما برای فیلمبرداری مجبور شدیم در ازای پرداخت هزینه راهی باریک در گوشهء زمین او ایجاد کنیم و اطرافش را طناب بکشیم تا مزرعه اش به واسطه رفت و آمد گروه آسیب نبینداما یک روز اسب هائی که هنر ور ها باید سوارشان می شدند از طناب کشی رد شدند و سطح محدودی از مزرعه را خراب کردند. آن خانم از این حادثه عصبانی شد و شروع به داد و فریاد کرد . مدیر تولید مشغول پرداخت پول به او بود و پیرزن همچنان فریاد میزد که کار ، گریم من و بازیگر نقش حضرت ابئالفضل تمام شد و هر دو راه افتادیم که به سمت محل فیلمبرداری برویم . ابتدا من خواستم از همان راه باریک از کنار آن خانم بگذرم . او مرا دید و ترسید . به مدیر تولید گفت این کیه؟ مرحوم آشتیانی گفت: این شمره . پیرزن هم داغش تازه شد ، شروع کرد به به بد و بیراه گفتن و لعنت کردن من و اگر مدیر تولید مانعش نمیشد می خواست سمتم بیاید و مرا بزند . به همین دلیل سریع رد شدم اما هنوز حواسم به او بود که دیدیم بازیگر نقش حضرت ابوالفضل آمد و پیرزن پرسید این کیه؟ مدیر تولید گفت : این حضرت عباسه ، اینجا بود که ناگهان پیرزن خشمش فرو کش کرد ، متاثر شد و گفت : من نوه ای دارم که مریض است ، اجازه میدهید اینجا دخیل ببندم که خوب شود؟


خوب اینها را اینجا گذاشتم تا مشخص بشه الان ما با چه طیف فکری در ایران طرف هستیم ، خلاصه آدم گیج میمونه آخر و عاقبت به کجا میریم با این مملکت و فرهنگ و ... 


چه گویم که ناگفتنش بهتر است ...

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
 
هدف بازی زندگی این است که آدمی به روشنی خیر و صلاح خود را ببیند ، و هر چه تصویر شر را از ذهن بزداید. برای رسیدن به این هدف باید با مشاهدهء خیر و نیکی بر ذهن نیمه هشیار اثر گذارد. مردی هوشمند و موفق به من گفت که با خواندن نوشته ای که بر دیوار اتاقی آویخنه بود ، ناگهان همهء هراسهایش از میان رفت. مضمون آ« تابلو چنین بود : چرا نگران باشیم؟ شاید هرگز پیش نیاید !! 

این کلمات چنان محو ناشدنی بر ذهن نیمه هشیار او نقش بست که اکنون معتقد است ، که تنها خیر و نیکی میتواند به زندگی اش راه یابد . از این رو جز خیر و نیکی نیز پیش نمی آید ، هر کلام یا اندیشه ای بر ذهن نیمه هشیار اثر میگذارد؛ و با دقتی حیرت آور به عینیت در می آید . درست مانند ضبط صدای خواننده ای بر صفحهء حساس گرامافون که هر آوا و هر لحن و حتا سرفه یا مکث او نیز ضبط میشود. پس بیائید تا همهء آن صفحه های کهنهء نا مطبوع و آن صفحه های زندگی را که دیگر میل نداریم نگه داریم ، در ذهن نیمه هشیار خود بشکنیم و صفحه هائی زیبا و تازه بسازیم .اکنون به یمنکلامی که بر زبان می آوریم ، هر صفحهء غیر حقیقی را در ذهن نیمه هشیارمان میشکنیم و نابود میسازیم . آنها زائیدهء خیالات بیهودهء خودمان هستند و در واقع وجود ندارند. اکنون به برکت خدائی که در دلمان است ، صفحات عالی و کامل خودمان را میسازیم . صفحاتی چون سلامت و ثروت و محبت و بیان کامل نفس. این است عرصهء زندگی و غایت بازی . لازم به ذکر است که بگویم چگونه آدمی میتواند با عوض کردن کلامش ، وضع خود را دگرگون سازد ؛ زیرا انسان بی خیر از نفوذ کلام ، همواره از زمان عقب است . مرگ زندگی در قدرت زبان است ، زبان ذهن و ذهن نیمه هشیار غلام نیک انسان است ...

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  هنوز هم بعد از این همه سال ، چهرهء ویلان را از یاد نمیبرم. در واقع ، در طول 30 سال گذشته ، همیشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگی را دریافت میکنم ، به یاد ویلان می افتم ... ویلان پتی اف ، کارمند دبیر خانهء اداری بود . از مال دنیا جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی دیگری نداشت . ویلان ، اول ماه که حقوق میگرفت و جیبش پُر میشد شروع میکرد به حرف زدن ... روز اول ماه و هنگامی که از بانک به اداره بر می گشت ، به راحتی میشد برآمدگی جیب سمت چپش را تشخیص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود. ویلان از روزی که حقوق میگرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته می کشید نیمی از ماه را عالی زندگی می کرد و نیمی از ماه ... من یازده سال با ویلان همکار بودم . بعدها شنیدم ، او 30 سال آزگار به همین نحو گذراندن کرده است . روز آخر که من از اداره منتقل میشدم ، ویلان روی سکوی جلوی دبیرخانه نشسته بود . به سراغش رفتم تا از او خداحافظی کنم . کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن ، عاقبت پرسیدم که چرا سعی نمیکند زندگی اش را سر و سامان بدهد تا از این وضع نجات پیدا کند؟ هیچ وقت یادم نمیرود ، همینکه سئوال را پرسیدم ، به سمت من برگشت و با چهره ای متعجب ، آن هم تعجبی طبیعی و اصیل پرسید : کدام وضع؟ بحت زده شدم . همینطور که به او زُل زده بودم ، بدون اینکه حرکتی کنم ، ادامه دادم : همین زندگی نصفه اشرافی ، نصف گدائی !!!!

ویلان با شنیدن این جمله ، همانطور که به من زُل زده بود ادامه داد: تا حالا تاکسی دربست گرفتی ؟

گفتم: نه 

گفت : تا حالا یک کنسرت عالی رفتی؟ 

گفتم : نه

گفت : تا حالا غذای فرانسوی خوردی؟

گفتم : نه

گفت : تا حالا همهء پولت رو برای عشقت هدیه خریدی تا سورپرایزش کنی؟

گفتم : نه

گفت : اصلا عاشق بودی؟

گفتم : نه

گفت : تا حالا یک هفته رفتی مسافرت خوش بگذرونی؟

گفتم : نه

گفت : خاک به سرت ، تا حالا زندگی کردی ؟

با درماندگی گفتم : آره ..... نه ...... نمیدونم 

ویلان همینطور نگاهم میکرد . نگاه تحقیر آمیز و سنگین ... حالا که خوب نگاهش میکردم ، مردی جذاب بود وسالم ، به خودم که آمدم ، ویلان جلویم ایستاده بود وتاکسی رسیده بود ، ویلان جمله ای گفت که مسیر زندگی ام را به کلی عوض کرد .

او پرسید : میدونی تا کی زنده ای؟

جواب دادم : نه .

ویلان گفت : پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی .

هر 60 ثانیه ای رو که با عصبانیت ، ناراحتی و یا دیوانگی بگذرانیم ، از دست دادن یکدقیقه از خوشبختی است ، که دیگر به تو باز نمیگردد. زندگی کوتاه است ، قوائد را بشکن ، سریع فراموش کن ، به آرامی ببخش ، واقعن عاشق باش ، بدون محدودیت با خدا حرف بزن ، و هر چیزی که باعث خنده ات میشود را رد نکن .

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  * بشر از روی ناتوانی و ترس و البته نادانی ، بسوی پرستش سوق داده شد . پرستش ارواح از آنجا سرچشمه گرفت که انسان اولیه خواب همنوع مردهء خود را میدید و میترسید و چون جوابی برای آن نداشت ، به پرستیدن مرده روی می آورد . قرون وسطا که 1000 سال در اروپا ادامه داشت نیز از نادانی و ناتوانی مردم بهره میبرد . کلیسا از مردم آذوقه و غلات و محصولات آنها را میگرفت و دوباره پس از برداشتن قسمت بهتر آن و حتا بیشتر از حد نیاز به آنها بر میگرداند ، و دلیلش را خواندن دعا برای مردم در برابر بلایای طبیعی چون سیل و زلزله و طوفان اعلام میکرد . انسان از روی ناتوانی و نادانی همیشه باید به یک نیروی غیر طبیعی روی بیاورد . انسانی که نمیتواند خود را در برابر سیل و زلزله بیمه کند ، بهترین راه را در پرستش میبیند . از این رو آنهائی که زرنگترند افسار گروههای مختلف مردم را به دست گرفته و با القاء کردن ایدئولوژی خود به آنها در واقع به آن چیزی که میخواهند میرسند . هر انسانی در پی زندگی راحت ، آسایش و آرامش میباشد ، و اینها جز با ثروت و مقام بدست نمی آیند و چه ترفندی بهتر از دین و استفاده از نادانی مردم ، هنوز هم اگر خود نگارنده با مشکل خاصی مواجه شود شاید به یک امامی ، پیامبری ، جادو و جمبلی توسل بجوید . ولی با همهء این تفاصیل یک چیز کاملن مشهود است ، انسان با دعا و در واقع با اعتقاد آرامش میابد ، وقتی کسی از جائی مانده باشد و امیدی نداشته باشد ، به دعا و نیایش متوسل میشود .

البته برای دعا کردن حتمن نباید پیرو دین خاصّی بود ، همینکه خلوتی پیدا شود که انسان اندکی بتواند به مشکلات ، دلشکستگیها و خواسته های خود بیاندیشد ، خود بهترین ایدئولوژی و دین است . بعضیها با یوگا ، برخی با موسیقی و عده ای با دیدن یک منظره به آرامش میرسند ، برای مردم جامعهء خودم بسیار متاسفم زیرا که دین را برای آنها دیکته کرده و میکنند ، از صبح تا شب در برنامه ها ، خیابانها و هر مکان عمومی و غیر عمومی باید ردّ پائی از دین باشد . چه ضرورتی دارد که انسانها با هم به دعا خوانی روی بیاورند ، چرا این همه بیم از لادینی و تبلیغ آن از سوی ملاها و کشیشها وجود دارد؟ اینها که ادعا میکنند برای صلح و عدالت آمده اند ، چرا اینگونه  باهم در جنگ هستند؟ جنگهای صلیبی چرا رُخ داد ؟ مگر هدف تکامل و آرامش روحی انسان نبود؟ چرا به جنگ و قتل و غارت کشیده شد؟ 

تمام اینها نشان میدهد که بشر همیشه دارای ضعف است . هیچ انسانی را نمیشناسیم که در پی قدرت و ثروت نباشد و بهترین راه برای دستیابی به چنین آرمانهائی همانا استفاده از ابزار دین و نادانی و ناتوانی مردم است ...

* ویلدورانت در کتاب تاریخ تمدن به این نکته اشاره میکند ...

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  همیشه با خودم این فکر را میکنم که آیا فرهنگ مردم ایران از پس از انقلاب به این شکل در آمد یا قبل از آن هم به همین منوال بود؟

عامیانه گفتار:

مجبور شدم برای رخدادی به یک سفر ناخواسته تن در بدهم ، از مناطق مختلف که میگذشتم بیشتر به این نکته پی میبردم که یا ایرانیها بر فرهنگ مردم این قسمت از دنیا تاثیر گذاشته اند و یا آنها بر ما ، از اروپای شرقی و روسیه صحبت میکنم ، خیلی از رفتارهای اجتماعی که امروز در ایران شاهد آن هستیم به فرهنگ این مناطق شبیه است ، با اینکه جوانهای ایرانی بیشتر طالب مد آمریکائی هستند و لی ناخواسته رفتاری که بروز میدهند به این ممالک شبیه تر است ، از نوع آداب غذا خوردن ، تا نوع حتا خوردن مشروب ... روسیه دارای ادبیات پیچیده ای است برعکس فرانسه و دیگر کشورهای دارای ادبیات که سعی میکنند پیچیده نویسی کنند ، دقیقن رد جامعهء روشنفکر ایرانی نوعی برخورد شخصیتی به مانند فرهنگ روسها و فرانسویها به وضوح مشهود است ، بدون اینکه آن به روز شده باشد ، به طور مثال علم در ایران وارداتی است و بندرت بروز میشود ، کتابهای دانشگاهی که در سالیان پیش وارد ایران شده است همچنان در دانشگاهها تدریس میشود ، پس باید پذیرفت که نوع رفتار و پوشش جامعه هم در همان سطح بماند . اینکه تکنولوژِی ارتباطات باعث به وجود آمدن تغییرات بهتری در این زمینه شده است خود جای امیدواری است ، اما همین تغئیرات نیز با مشکلاتی بزرگ از جمله فیلترینگ سایتهای اینترنتی و ... مواجه است .وقتی فیلمهای فارسی زمان شاه رو نگاه میکنم و بخصوص فیلم دایرهء مینا میبینم که فرهنگ جامعهء ما اصلن نیازی به بستری مانند انقلاب نداشت ، بلکه انقلاب باعث بروز واقعی اون شد ، این خیلی باعث سرافکندگی هست که جامعه به این شکل باشه و مردم دروغ و خیلی کارهای ناپسند دیگر رو عادی بدونند ، اساس پیشرفت یک جامعه همین احساس مسئولیت نسبت به همدیگر هست که ما اون رو تو ایران شاهد نیستیم ، به واقع میتوان به جرات گفت ما هنوز جامعه ای نیستیم که حتا اگر در بهترین شرایط اجتماعی هم حضور داشته باشیم بتونیم درست فکر کنیم و یا درست زندگی کنیم ، به هر حال دارم روی این موضوع تحقیق مفصلی میکنم و حتمن نتایجش رو با هاتون در میون میزارم ...

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  امروز در فکر یک سوژه بودم تا اون رو دستمایه کنم برای نوشتن ، خوب بهتر دیدم تا از افکاری که این مدت از ذهنم گذشته کمک بگیرم و با شما هم در میان بگزارم ...

عامیانه گفتار:

دیشب داشتم یک فیلم نگاه میکردم که حالا نامی ازش نمیبرم ، واقعن وقتی دقت میکنی به یک نتیجه میرسی اون از حکومت و وضعیت جامعه که همه عصبی و درب و داغون هستند ، این هم از فیلمهامون که رسما همش رو مخ راه میره ، چرا؟ هیچ فیلم ایرانی رو من ندیدم که صدای آب و قطره و ... اینها توش نباشه ، آخه بدیش اینجا است که صدا رو با کیبورد و بصورت مصنوعی تولید میکنند و طبیعی نیست ، طرف داره راه میره از 5 کیلومتری صدای قدمهاش و کفشش میاد میره میشینه تو مغز آدم ، قطع هم نمیشه ... از دگمه های پیراهنش هم صدا در میاد ، وقتی که داره بازش میکنه ... جو جدید فیلمهای سالهای اخیر نقش زن رو همش در آشپزخانه در حال پخت و پز و بشور و بساب نشون میده ، سبزی پاک کردن رو هم به اون اضافه کنید ، صدای اذان و قرآن حتمن باید در تمام فیلمها باشد ، صحنهء گریه ، زاری ، خاکسپاری و بیمارستان باید در تمام فیلمها باشد ، کودکان کار هم که نقش ثابت سر چهارراهها در فیلمها هستند ، حالا با فیلمهائی که رسمن فقط دلقک بازی هست کاری ندارم اونها هم جای خودش رو داره ... خوب حالا شما هم به زعم خودتون ببینید چه مشکلات دیگری در فیلمهای ما اعم از سینمائی و غیره وجود داره که واقعن آدم رو عصبی میکنه ، من همین چند تائی رو هم که برشمردم  برام بسه ... البته تا یادم نرفته از وضعیت جدید دوبله هم واقعن دیگه آدم دوست داره دست به خودکشی بزنه ...

مطلب بعدی رو میزارم برای فردا صبح ... الان فقط خواستم از عصبانیت خودم یک کمی کاسته کنم ، گویا این وب شده سنگ صبور من ، چون همیشه من رو آرام میکنه ...

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  نان را در سفره میگذاریم و شرمنده اش نیستیم ، اینجا اگر سفره نیست نان اما هست ... سفرهء مرا اگر یافتی برای نانهایت بستر کن ... من با همان روزنامه ها دلخوشم* ...

 آخرین رمق برگهای افتاده از شاخه ها را بیرحمانه زیر پایت بی جان میکنی ، برگهای نیمه جان اعتراض میکنند ، اعتراضشان اما زیبا است ، شاید اگر میدانستند همین اعتراض به وضعشان است که میمیرند هیچ وقت صدایشان در نمی آمد ، اما حتی با اینکه میدانند از شاخه جدا میشوند ، تا بار درخت را سبک کنند ، درختی که خود خشک میشود از زور سرما . درخت شاید شرمنده از برگهایش میشود ، شاید نمیتواند تحمل کند مرگ زیبای برگهایش را و ببیند آن را ، شاید برگها نمیتوانند غم درخت را تحمل کنند ، خود را جدا میکنند ، به هر بهانه ای ، شاید باد برای آنها بدترین موسم جدائی باشد ، شاید ناله هاشان را با خود به سطح زمین می آورند ، حتی اعتراض به مرگ آنها زیبا است ، آنقدر زیبا که هر وقت هرجا برگی افتاده بر روی زمین میبینی بی اختیار دوست داری صدای خش خش مرگ آنها را بشنوی ، آنقدر زیبا میمیرند و آنقدر آرام که همیشه آرزو میکنی ایکاش برگی بودی تا با صدای مرگت هم همه را آرام میکردی ، آرامش میدادی به مردمی که از نا آرامشی بیمار شده اند ... برگ بودن یعنی زیبا مردن در فصلی رنگی ، یعنی با صدای آرامش بخشی به استقبال مرگ رفتن ، برگ بودن یعنی سبُک بودن ، رها بودن ... برگه نه ، برگم ، جدا شده از درختی پربار ، باد مرا رقصاند ، مرا بر زمین ، پای درختی دیگر انداخت ، منتظرم ، منتظر قدوم رهگذری شاید تنها ، مرا لگد کردی اگر باری ، صدایم را خوب بشنو ، شاید که آرامش مردنم تو را در زندگی دوباره حل کرد ... میمیرم اما مغرور ، از سبزی نه ، از مرگی که هیچ موجودی ندارد ...هیچ موجودی نمیتواند به این زیبائی و با آهنگی دلنشین بمیرد ...

پ.ن : خیلی سعی کردم به گونه ای از کلمه و واژهء مرگ کمتر استفاده کنم ، ولی مفهومی را که در جمله میخواستم به من نداد، به هر حال حرفه ای نیست مطلب ، راستش وقت هم نداشتم چون خیلی سریع نوشتم ، سعی میکنم مطالب بعدی رو بهتر و با وقت بیشتری بنویسم . با سپاس از همهء شما ر.ر

ر.رواندوست ... 12.12.2011 دوشنبه 

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  این وبلاگ را در اواخر تابستان 86 شروع کردم ، ولی بنا به دلایلی تغییر خانه دادم ، تا هفتهء پیش که متاسفانه وبلاگ من بسته شد و آخرین بازدید من این نتیجه را داشت :

این وبلاگ به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است


به هر حال از آنجائی که به وبلاگ نویسی علاقه دارم دوباره به خانهء قبلی بازگشتم و در اینجا مینویسم ...

با تشکر از همهء دوستان ر.رواندوست 

در هفتهء اخیر خبرها حاکی از به غنیمت گرفتن یک هواپیمای ردیاب آمریکائی است . تصاویر مربوط به این خبر را البته چند روزی پس از اعلام آن پخش شد ، که در آنها یک هواپیمای ردیاب فوق مدرن و حساس را نشان میداد و بیشتر به یک ماکت شبیه بود تا اصل آن ، زیرا که فقط بالهای هواپیما چه در عکسها و چه در فیلام آن مشخص بود و زیر آنر ار با بنر و برزنت پوشانده بودند ... حال سئوالهائی مطرح میشود ...

1. چرا آمریکا تا کنون نسبت به انتشار این خبر و تصاویر واکنش جدی نشان نداده است ؟

2. بهره برداری سیاسی از این مساله بیشتر به منافع ملی کمک میکند یا منافع نظام؟

3. نقش تحریمها بر علیه ایران آیا با این موضوع کم رنگتر خواهد شد؟ 

4. هدف از بزرگنمائی این خبر در رسانه های خبری ، تحلیلی داخلی و خارجی چیست؟ و سئوالهای متعدد دیگری که پیش می آید...

البته به گفتهء مقامات آمریکائی هدف از ماموریت هواپیما شناسائی مناطق حساس و استراتژیک ایران بوده ، مناطقی که در آن تستهای موشکی انجام میشده و احتمال وجود ساخت موشکها و نیروگاههای هسته ای وجود دارد ، اینجا لازم به ذکر است که بگویم ایران با رد پیشنهاد گروه 5+1 این بهانه را در اختیار آمریکا و دیگر کشورها قرار داده است ، و شاید یکی از دلالیلی که تا بحال حساسیت زیادی از جانب دولت امریکا به این مساله ایجاد نشده است ، این موضوع بوده که اطلاعات کافی از طریق دوربینها و وسایل موجود در هواپیما ارسال شده است ، و مطلب دیگر این است که آمریکا ایران را هنوز در سطحی نمیبیند که بتواند در راه منافع خود از این هواپیما بهره بگیرد ، زیرا بر این باور است که ایران کشوری است که در ناوگان هوائی خود دارای مشکلات فراوانی است ، از تامین قطعات هواپیماهای معمولی تا تامین سوخت برای آنها ، ولی با تمام این توصیف از هوش ایرانی نیز نباید غافل بود ... 

مشخصن بهره برداری سیاسی از این موضوع بیشتر به نفع نظام میباشد تا منافع ملی ، زیرا با بزرگنمائی این مطلب که برنامهء کامپیوتری هواپیما از سوی متخصصین ایرانی هک شده دیگر کشورهای منطقه نیز از این مسئله تا حدودی احساس نا امنی میکنند ، البته بماند وقایعی که رخ داد از جمله چند انفجاری که در ذاغهء مهمات سپاه اتفاق افتاد ، ولی با هر چه بیشتر رسانه ای کردن این خبر آن بحران و جوی که جمهوری اسلامی میخواهد ایجاد میشود ، جوی که با حمله به سفارت بریتانیا نیز آن را به نمایش گذاشت ولی با پیامدهای نا متعارف آن غافلگیر شد ، از سوئی دیگر حملهء استاکس نت به نیروگاههای هسته ای ایران را نیز به چالش می اندازد .

در این میان میتوان به نقش تحریمها بر علیه برنامهء هسته ای ایران نیز اشاره نمود ، شاید این هواپیما اهرمی باز دارنده باشد ، ولی تا کنون این مسئله رخ نداده ، هر چند که نظام ایران میتواند با در دست داشتن این هواپیما آمریکا را مثلن تهدید کند ، آهن هم به صورت نشان دادن هواپیما به چین ، روسیه و یا حتا کرهء شمالی و اطلاعات نظامی بسیار سری و محرمانه هستند و ارتباط مستقیم با قدرت یک کشور دارند ...

شاید برای گریز فکری عامهء مردم از جریانات اختلاس اخیر و دیگر موارد این بحران برای حفظ نظام لازم است ، حذف یارانه ها از موضوعاتی است که مردم را با این دولت به حد زیادی درگیر کرده است ، دولتی که در طول یکسال 17 هزار میلیارد در جیب خود از راه سود حذف یارانه ها گذاشته و لی در عمل 25 هزار میلیارد به صورت نقدی پرداخت کرده ، و عملن این یعنی 8 هزار میلیارد ضرر که حتا بودجهء سال اخیر را هم با تاخیر مواجه نموده و دیگر جریانات از انتخابات اخیر و در پیش رو تا اتفاقات سوریه و تهدیدهای اسرائیل ، این بزرگسازی رسانه ای میتواند سرپوشی باشد برای انحراف فکر عمومی از مسائل مختلف و متمرکز کردن آن در یک نقطه ...

با تشکر از سردبیر مهدی صادقی* که مرا برای این مطلب یاری نمود ...

ر.رواندوست 10 دسامبر 2011 ، برن ، سوئیس ...

* /http://sanyeh.com

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  این وبلاگ را در اواخر تابستان 86 شروع کردم ، ولی بنا به دلایلی تغییر خانه دادم ، تا هفتهء پیش که متاسفانه وبلاگ من بسته شد و آخرین بازدید من این نتیجه را داشت :

این وبلاگ به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است


به هر حال از آنجائی که به وبلاگ نویسی علاقه دارم دوباره به خانهء قبلی بازگشتم و در اینجا مینویسم ...

با تشکر از همهء دوستان ر.رواندوست 

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  در این وبلاگ من میخواهم به عنوان یک زن به مسائل و مشکلات زنان در جامعهء خودم بپردازم ... مشکلاتی که پیش روی آنها قرار دارد و من خودم به شخصه برخی از این موارد را تجربه کرده ام و یا برای من بازگو کرده اند ... امیدوارم این مطالب بتواند راه گشائی و یا درسی برای دختران جوان و مردان جامعهء ما باشد ... با تشکر ر.رواندوست

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
   آزادی يا Liberty چيست؟

اين اصطلاح معادل واژه ليبرته Liberte در زبان فرانسه و ريشه لاتين آن Libertas است كه به مفهوم فقدان جبر و دوری از قيد و بند ميباشد.

آزادي، وضع، حال ورفتاري است كه درآن شرايط و روابط جبري وسنگيني قدرت محسوس نباشد وبازدارنده حركت ذاتي وطبيعي آدمي نشود.

واژه آزادي درفارسي ازريشه پهلوي (آزات) به معناي وارسته، نجيب وجوانمرد است.

از لحاظ اجتماعي، آزادي انواع مختلف دارد. آزادي سياسي، آزادي اقتصادي، آزادي فرهنگي و .... و نيز جنبه هاي متعدد دارد. آزادي بيان، آزادي نوشتار، آزادي كردار و ....

آزادي شامل آزادي انديشه وعقيده و امكان بروز آن در جامعه است و يكي از اركان دمكراسي بشمار ميرود.

آزادي مترادف هرج و مرج وعنان گسيختگي نيست. درآزادي متعالي و سازنده امر انتظام مستتر است. آزادي بدون انتظام دروني و بروني، نوعي هرج ومرج است كه با ذات و آثار آزادي مغايرت دارد.

آزادي هاي چهارگانه ( Four Freedoms)

درتاريخ معاصر آمريكا سابقه اين اصطلاح به ششم ژانويه 1941 ميرسد كه فرانكلين روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا در آن روز طي نطقي خطاب به كنگره آمريكا اصول آن را بد ين شرح بيان داشت::

1 – آزادي گفتار و بيان
2 – آزادي از نيازمندی
3 – آزادي از ترس
4 – آزادي پرستش پروردگار

آزادي هاي فردي يا Individual Liberties

آزادي هاي فردي عبارت از حقوقي است كه توسط دولتها براي افراد شناخته و آن را تضمين نموده اند، نظير آزادي مطبوعات، انجمن، تجارت، دين ، اقامت و كسب و كار. معمولا اين حقوق در قوانين اساسي كشورها تضمين ميگردد.

واژه آزادی به خودی خود واژه بزرگی است و با عبارت‎هایی همچون آزادیهای اجتماعی و حقوق بشر آمیخته شده‌است. «آزادی» واژه‌ای تعریف شده‌است و دولت به عنوان نماینده مردم وظیفه حفظ و نگهداری «آزادی‎ها» را بر عهده دارد.

برخی از آزدای‎های شناخته شده در زیر می آيد:
آزادی مذهب
آزادی پوشش
آزادی اقتصادی
آزادی رای و انتخابات آزاد و دمکراتیک
آزادی‎های اجتماعی
آزادی جنسی (از جمله آزادی در عشق به همجنس)
آزادی سیاسی
آزادی آموزشی و حق ادامه تحصیلات
آزادی‎های قومی و ملیتی
آزادی‎های مدنی
آزادی ابراز عقیده
آزادی رسانه و مطبوعات
آزادی انتقاد کردن از قدرت
آزادی اعتراض کردن
آزادی مقاومت (از جمله در برابر اشغال نظامی، استعمار )

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
 
 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
   
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  نقش انسان فقط این نیست که در جهان باشد، بلکه تعهد داشتن نسبت به این جهان نیز هست. ادامهء مطلب در دیگر وبلاگ من Freedom   

                

                             آنجا که مبارزه نیست مرگ است.

                                   آیا شما نیز به حامیان پیوسته اید؟ فردا دیر نیست؟ 

                                             10۰bahman@gmail.com       

  smokeles                                   

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
 

بی نظیر بوتو که بود؟

بی نظیر بوتو رهبر حزب مردم پاکستان و نخست وزیر سابق این کشور که بعداز ظهر امروز درعملیاتی تروریستی کشته شد در ۲۱ژوئن ۱۹۵۳ در خانواده ‌ای سیاستمدار در کراچی به دنیا آمد.

بی نظیر بوتو مدرک کارشناسی مطالعات سیاسی را درسال ۱۹۷۳ از دانشگاه هاروارد آمریکا دریافت کرد، فلسفه، اقتصاد و سیاست را در آکسفورد خواند و در اواسط ۱۹۷۷ به پاکستان بازگشت.

درهمان ایام مخالفان ذوالفقار علی بوتو پدر بی نظیر که معتقد بودند علی بوتو در انتخابات دست برده است او را پس از شش سال از قدرت خلع کردند. سپس نیروهای نظامی به رهبری ضیاالحق قدرت را در دست گرفتند و ذوالفقار علی بوتو را به اتهام قتل یکی از همقطارانش در حزب مردم پاکستان در آوریل سال ۱۹۷۹ اعدام کردند.

نیروهای نظامی از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۴۸ چندین بار بی نظیر بوتو را دستگیر کردند. بوتو پس از آزادی از آخرین بازداشت به اجبار رهسپار انگلستان شد.

بی نظیر بوتو با آرام شدن فضای کشوردر دسامبر۱۹۸۶ به پاکستان بازگشت و استقبال گسترده ای از وی شد. دوسال بعد ژنرال ضیاءالحق در انفجارهواپیمایش کشته شد و بوتو سرانجام در اول دسامبر ۱۹۸۸ در سی و پنج سالگی به عنوان جوان ترین نخست وزیر پاکستان انتخاب شد و اهدافش را برگرداندن قوانین مدنی به پاکستان و برکناری قاتلین پدرش اعلام کرد.

غلام اسحاق خان، رئیس جمهور وقت در ۱۹۹۰او را کنار گذاشت اما بی نظیر بوتو با استفاده از تبلیغات ضداختلاس توانست درسال ۱۹۹۳ دو باره نخست وزیر شود.

فاروق لغاری رئیس جمهور وقت پاکستان در پنجم نوامبر ۱۹۹۶ بوتو را برکنار و مجمع ملی را منحل کرد. این بار آصف علی زارداری همسر و وزیر دارایی بی نظیر بوتو به دریافت رشوه در امضای قراردادهای دولتی متهم شده بود.

بی نظیربوتو درانتخابات ۱۹۹۷ شرکت کرد اما برخلاف دو انتخابات قبلی بشدت شکست خورد. در سپتامبر همان سال دولت نوازشریف چهارحساب بانکی متعلق به خانواده بوتو را مسدود کرد.

در ادامه تحولات سیاسی پاکستان پرویز مشرف در اکتبر ۱۹۹۹قدرت را با برکناری نواز شریف در دست گرفت. بی نظیر بوتو نیز بار دیگر به اجبار کشور را ترک کرد و مدت ۸سال در انگلستان و امارات متحده عربی به فعالیتهای سیاسی مشغول شد.

بی نظیر بوتو ۱۸ اکتبر امسال و در پی برخی فعل و انفعالات سیاسی در پاکستان پس از ۸ سال تبعید به کراچی بازگشت.

بوتو در همان ابتدای ورود به کراچی از پرویز مشرف نخست وزیر پاکستان انتقاد و اعلام کرد مشرف همزمان نمی تواند پست های سیاسی و نظامی داشته باشد زیرا این روش با قانون اساسی و اصول دمکراتیک مغایر است.

تحولات پرشتاب پاکستان با کناره گیری مشرف از پست نظامی ادامه یافت و بی نظیر بوتو به عنوان یکی از مدعیان اصلی نخست وزیری با سفر به شهرهای مختلف به زمینه سازی برای پیروزی حزب مردم در انتخابات آینده پاکستان اقدام کرد. این انتخابات بر اساس برنامه اعلام شده قرار است در هشتم ژانویه برگزار شود.

بی نظیر بوتو سرانجام ساعت ۱۸:۱۶ پنج شنبه ۶دی به وقت پاکستان در اجتماع انتخاباتی طرفدارانش در راولپندی در اقدامی تروریستی جان باخت.

بی نظیر بوتو لحظاتی پیش از انفجار.

جسد بی نظیر بوتو از بیمارستان راولپندی در انتقال به سند زادگاهش جنوب پاکستان.

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
 

بزرگ ترین کتابخانه جهان، روی میز شما

کتابخانه های جدید دیجیتالی دانش جهانی را هر کجا و هر زمان در اختیار شما قرار می دهند


نویسنده: لینا ملکاوی (1)

آوریل 2005

این به حقیقت پیوستن رویای دوستداران کتاب خواهد بود – یک کتابخانه با مجموعه ای تقریبا بی نهایت از مقاله های تحقیقاتی، کتاب ها، نشریات و هر چه که در این زمره قرار می گیرد. بهتر از آن اینکه، این اطلاعات باارزش در هر کجا و درهر زمان قابل دسترسی هستند: تنها کاری که باید بکنید این است که پشت کامپیوترتان بنشینید.

عصر کتابخانه دیجیتالی پیش روی ماست. برخی می گویند از زمانی که یوهانس گوتنبرگ در سال های 1400 برای نخستین بار ماشین چاپ را درست کرد، به لحاظ چگونگی انتشار اطلاعات، در این عصر بیشترین دگرگونی ها رخ خواهد داد. کتابخانه های سراسر جهان هر چه بیشتر و بیشتر، مجموعه های خود را دیجیتالی می کنند و هر کسی که به اینترنت دسترسی داشته باشد می تواند هر چیزی را از کتاب گرفته تا مجله و پایان نامه های چاپ نشده، جستجو کند.

در این اثنا، گوگل، مجری مشهورترین خدمات جستجوی اینترنتی دنیا، یک پروژه 5 تا 10 ساله را برای دیجیتالی کردن موجودی پنج کتابخانه تحقیقاتی اصلی آغاز کرده است. این فایل ها در Google.com قابل جستجو هستند؛ موضوعاتی برای تحقیق و حتی نوشته های ادبی فراوان موجود است.

نيتان تایلر (2)، سخنگوی گوگل می گوید، " کار گوگل با کتابخانه ها در راستای برنامه متمرکز بر ناشر گوگل پرینت (3) است که قصد دارد سرمایه اطلاعاتی در مطالب چاپی مانند کتاب ها، مجلات و مطالب مرجع را از طریق قابل جستجو کردن آن ها در اینترنت در اختیار همگان بگذارد. ماموریت گوگل این است که اطلاعات موجود در جهان را سازمان دهد تا به این ترتیب آن ها را مفید و قابل دسترس برای همگان سازد. خبری که امروز داده ایم قدمی است به سوی پیش بردن این ماموریت و قادر ساختن کاربران مان در سرتاسر جهان به دسترسی به اطلاعات بیشتر."

دانش جهانی برای همه
برای پروژه گوگل پرینت، این کمپانی با کتابخانه عمومی نیویورک و کتابخانه های دانشگاه استنفورد، هاروارد، میشیگان و آکسفورد در بریتانیای کبیر همکاری می کند. ده میلیون کتاب دیجیتالی خواهند شد. پیتر کوزفسکی (4)، مدیر انتشارات و ارتباطات کتابخانه دانشگاه هاروارد، می گوید، " اگر این برنامه تمام نیروی بالقوه خود را به اجرا درآورد، کاربران در سراسر دنیا به مطالب و مندرجات خردمندانه ای دست خواهند یافت، که در گذشته، به مکان جغرافیایی یا عضویت سازمانی یک کاربر منفرد محدود می شد."

تبدیل کتاب ها به متون الکترونیکی مستلزم کار کسل کننده اسکن کردن آن ها ، به صورت صفحه به صفحه و استفاده از نرم افزار شناسایی نوری حروف (OCR) (با استفاده از این نرم افزارحروف چاپی یا نوشته شده به وسیله حرف خوان نوری به کدهای قابل خواندن توسط ماشین در می آید) است. کوزفسکی اضافه می کند، " برای اطمینان از این امر که مطالب حتی الامکان بدون هر گونه خطا در اختیار کاربران قرار می گیرد، گوگل در حال حاضر دارای یک سیستم دقیق کنترل کیفیت است."

برای مقابله با مسائل مربوط به حق چاپ که احتمالا به وجود می آیند، گوگل کتاب ها را به سه بخش تقسیم کرده است. متن کامل کارهایی که برای استفاده عموم در نظر گرفته شده است، قابل جستجو و دستیابی خواهد بود. برای کتاب هایی که حق چاپ آن ها محفوظ است، گوگل پس از مذاکره با ناشر تصمیم می گیرد که چه مقدار از متن را نشان دهد. وقتی که گوگل با ناشر ارتباط ندارد، فقط گزیده ای از متن یا اطلاعات کتابخانه ای قابل دسترسی خواهد بود. لینک های حمایت شده از طرف کتاب فروشی ها در کنار متن هریک از کتاب ها نمایش داده می شود.

تایلر می گوید، " فهرست راهنمای گوگل پرینت در فهرست راهنمای Google.com آمده است. برای جستجوی یک کتاب، کاربر ها می توانند بنویسند کتابی در مورد سوژه x یا y . البته، پس از آن که کتاب را پیدا کردید، می توانید لابلای صفحات آن را جستجو کنید.

بدون شک گوگل پرینت، اینترنت را به عنوان منبعی جهت دسترسی به اطلاعات و دانش باارزش تر خواهد ساخت، زیرا که در حال حاضر، موتورهای جستجوگر همیشه قادر به جستجو لابلای پایگاه های اطلاعاتی تخصصی در تارنماها نیستند.

تایلر در مورد زبان کتاب ها در خدمات گوگل پرینت می گوید، " ما از کتاب های انگلیسی زبان شروع کرده ایم و سپس این خدمات را در مورد کتاب های زبان های دیگر هم ادامه می دهیم."

فرصت های تازه
خدمات آن-لاین متعددی وجود دارند که جستجو و دستیابی به کتاب های آن-لاین را میسر می سازند؛ ولی هیچ کدام به اندازه ای که گوگل پرینت قرار است جامع و فراگیر باشد، نیستند. مانند Amazon.com، کتابخانه کنگره،Netlibrary.com ، Highbeam.com و Questia.com.

کتابخانه های دیجیتالی چه تاثیری بر دانش انسان و روش هایی که این دانش تولید می شود، خواهند داشت؟ علی الاصول، محققین بهتر می توانند تصمیم بگیرند که چه اطلاعاتی به تحقیق ایشان مربوط – یا نا مربوط – است. دیگر اینکه خوانندگان و محققین، کتاب ها و اندیشه هایی را کشف خواهند کرد که در غیر این صورت هیچگاه آن ها را نمی یافتند.

ژنوا هنری (4)، مدیر اجرایی ابتکار کتابخانه دیجیتالی در دانشگاه رایس در هوستون می گوید، " کتابخانه ها مکان های عمومی هستند که مردم می توانند در آنجا اطلاعات مورد علاقه شان را، که به صورت نشریات و مجموعه های مخصوص در درون چهار دیواری کتابخانه قرار دارند، کشف کنند. دانش و اندیشه های موجود در این مجموعه ها، بذر اندیشه ها و دانش جدید را می کارد. از طریق کتابخانه های دیجیتالی، ما راهی برای غلبه بر موانع اشاعه علم و توانایی منتشر کردن هر چه سریعتر دانش پیش روی خود می یابیم."

کتابخانه هایی جامع تر و فراگیرتر هستند که فرصت هایی بیشتری برای محققین در خلق دانشی ماورای دانش موجود و تولید علم جدید فراهم آورند. هنری می گوید، " با واگذاری مجوز حق چاپ بدون تعصب، نویسندگان معروفیت بیشتری بخاطر خدماتشان در زمینه تخصصی خود به دست می آورند، زیرا که کاربران جدید می توانند اندیشه های آنان را منتشر و در اختیار دیگران قرار دهند. به این ترتیب، علم به صورتی که قبلا هرگز میسر نبود، آغاز به شکوفایی می کند و پیشرفت های جدید در علم و مهندسی با سرعت هر چه بیشتر صورت می پذیرند."

کتابخانه های دیجیتالی با شکستن سد زمان و مکان، فرصت های بهتری را در اختیار محققین و نویسندگان دانش جدید جهت تشریک مساعی قرار می دهد. هنری اضافه می کند، " کتابخانه های دیجیتالی جدیدتر و کتابخانه های نسل بعدی، حتی از این هم جلوتر خواهند رفت: دانش به صورت الکترونیکی در جایی در دسترس همگان منتشر می شود؛ جایی که هر کسی می تواند بدون هیچ قید و بندی به آن جا اطلاعات و دانش بدهد یا از دانش آن استفاده کند. سیستم ارتباطی (رایس) (5) این رویکرد بسط و توسعه و سهیم شدن سریع دانش را می پذیرد. به جای متن کامل کتاب ها یا مقاله ها، اطلاعات به صورت یک عنوان منفرد منتشر می شود تا بتوان به سادگی برای به وجود آوردن متون جدید دوباره از آن استفاده و یا آن را اصلاح کرد. این سرفصل های منفرد می توانند کنار یکدیگر قرار گیرند و چیزی مشابه یک مقاله و یا حتی یک کتاب را شکل دهند و یا خود به تنهایی به کار روند."

روی روزنسوایگ (6)، رئیس مرکز تاریخ و رسانه های گروهی جدید در دانشگاه جورج میسون در فیرفاکس، ویرجینیا، بر این عقیده است که هنوز پتانسیل های استفاده نشده ای وجود دارند: " تصور می کنم که کتابخانه های دیجیتالی شیوه کار محققین علوم انسانی و اجتماعی را تغییر دهد، اگرچه فکر می کنم هنوز چگونگی این تغییر را نمی دانیم."

مسائل و ملاحظات
کتابخانه های دیجیتال چه اثری بر بازار نویسندگی و نویسندگانی خواهد داشت که برای تامین درآمد زندگی شان به شغل نویسندگی روی آورده اند؟ چه اثری بر صنعت نشر کتاب خواهد داشت؟ در نگاه اول ممکن است این طور به نظر برسد که کتابخانه های دیجیتالی خطری برای صنعت نشر هستند. اما هوپ تیلمن (7)، رئیس کتابخانه های کالج بابسون در بابسون پارک، ماساچوست، می گوید، " صنعت نشر کتاب در حال تغییر شکل دادن است تا از فرصت ها و نیازها بهترین استفاده را ببرد. گردآورنده کتاب ها با ناشرین کار می کند و ناشرین هم از آثاری که نسخه ای از آن ها به صورت آن-لاین منتشر می شوند، سود می برند."

آمازون و گوگل پرینت و سرویس های دیگر از آثاری که حق چاپ آنها محفوظ است فقط دستیابی به صفحه های مشخصی را در هر جستجو میسر می سازند و تنها آن مقدار از متن را ارائه می دهند که به کمک آن کاربر بداند آیا نسخه چاپ شده کتاب مورد استفاده او هست یا خیر. این خدمات همچنین کپی کردن و قرار دادن آثار در فایلی دیگر را محدود می کند. ناشرین معمولا از این برگزیده ها برای تبلیغ آثار استفاده می کنند.

هنری می گوید، " پروسه انتشار کتاب و قوانین مربوط به حق چاپ سد راه این امر می شود که آن دانش در دسترس همگان قرار بگیرد و اشاعه همه جانبه علم را محدود می سازد. ناشرین کنترل این که چه چیزی، کجا و چه وقت می تواند انتشار یابد را در دست گرفته اند و از طریق مکانیسم قیمت گذاری کنترل می کنند که چه کسی می تواند به آن دسترسی داشته باشد."

در مورد گزینه های جستجوی فنی ای که برای بالا بردن سود کتابخانه های دیجیتالی لازم است، روزنسوایگ بر این باور است که " برای جستجو به وسایل پیچیده تری از آنچه که امروزه در اختیار است، نیازمندیم. ما برای ایجاد کتابخانه های دیجیتالی هزینه بیشتری صرف کرده ایم تا ایجاد وسایل لازم برای استفاده موثر از این کتابخانه ها." تیلمن هم معتقد است که می بایست استفاده از کتابخانه های دیجیتالی آسان باشد.

همچنین این ترس وجود دارد که با آسان تر شدن دستیابی به اطلاعات عرضه شده توسط کتابخانه های دیجیتالی، دزدی ادبی نیز آسان تر شود. اما این ترس با دانستن این حقیقت از بین می رود که با وجود متن کامل کتاب های دیجیتالی، کشف دزدی ادبی نیز آسان تر می شود. به هر شکل آینده ای با وجود پرینت پیش روی ماست. اما اینکه ما را به کجا ببرد... پیش بینی آن غیر ممکن است.

1. Lina Malkawi
2. Nathan Tyler
3. Google Print
4. Peter Kosewski
5. Rice’s Connexions
6. Roy Rosenzweig
7. Hope Tillman

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
 

چگونه ترك كردن سيگار

اصل سيگار كشيدن به اندازه بيس بال يا ميكی ماوس، آمريكايی شناخه شده است. بنابر گزارش مركز ملی پيشگيری از بيماری های مزمن و ارتقا سلامتی آمريكا(1) با كمی كمتر از 50 ميليون نفر معتاد به نيكوتين، سيگار كشيدن همچنان عامل اصلی مرگ در آمريكا به شمار می رود كه سالانه جان نزديك به 440.000 انسان را می گيرد.



شهرها و ايالت های سراسر ايالات متحده سيگار كشيدن را در رستوران ها ممنوع كرده اند و ماليات سيگار را افزايش داده اند و از توليد كنندگان سيگار تقاضای خسارت مالی كرده اند.

اما با وجود تمام اين تلاش ها سيگار كشيدن جزو عاداتی است كه ترك آن از مشكل ترين كارها به حساب می آيد. سه روز نخست، كليد اين اقدام به شمار می رود. ديويد داتون(2)، پژوهشگر رفتار دانشگاه مركز پزشكی نبراسكا(3) می گويد: "فاجعه بازگشت در سه روز اول به اوج خود می رسد." در زير پنج راه پيشنهادی كارشناسان در زمينه گذراندن اين مرحله اساسی و ترك كردن سودمند آمده است.

سيگار را كاملا كنار بگذاريد – با كشيدن سيگارهای كم جرم كه فقط باعث پك های شديدتر و طولانی تر می شوند كارتان را آسان نكنيد. از تنباكوی بدون دود نيز استفاده ننماييد. و تمام سيگارها و زير سيگاری ها را از خانه تان ببريد.

كمك بگيريد – از دوستان و خانواده بخواهيد كه تشويقتان كنند (و اطمينان حاصل كنيد كه در اطرافتان سيگار نكشند). با پزشكتان مشورت كنيد. در بسياری از ايالات خطوط حمايت تنباكو نيز وجود دارد.

مشغول بمانيد – توجه خود را از سيگار معطوف مسايل ديگر نماييد. با خواندن كتاب، حمام گرم يا ورزش از فشار آن بكاهيد. اما از الكل استفاده نكنيد و از عادات بد ديگر بپرهيزيد.

از درمان صحيح استفاده كنيد – استفاده از برچسب، آدامس يا اسپری نيكوتين آزار دهنده نيست.

تلاش برای ترك كردن را ترك نكنيد – بازگشت كاملا طبيعی است. افزايش وزن نيز همين طور است. فقط آرام باشيد و متمركز بمانيد.






1. America’s National Center for Chronic Desease Prevention and Health Promotion
2. David Daughton
3. University of Nebraska Medical Center

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
 

امن ترين شغل

در آمريكا و سراسر جهان تقاضا برای پرستاران زياد است.


انجی لطيف

برای بيشتر افراد در آمريكا و سراسر جهان، امنيت شغلی يك نگرانی دائم است. برای برندا برينكلی، امنيت شغلی هيچ وقت موضوعی نگران كننده ای نبوده است. او به عنوان يك پرستار حرفه ای با 12 سال سابقه کار، هميشه می تواند مطمئن باشد كه شغلی دارد. برينكلی، مسئول استخدام مركز بهداشت سربازان قديمی فلوريدای شمالی/ جورجيای جنوبی در فلوريدا می گويد، "وقتی پرستار شديد، هر كجا كه باشيد، كار پيدا می كنيد. در شغل پرستاری، بيكاری وجود ندارد."

در سراسر جهان، در میان همه شغل های مربوط به مراقبت های بهداشتی، تعداد پرستاران از همه افراد دیگر بیشتر است و انتظار می رود تقاضا برای آن رو به افزايش باشد: پيش بينی می شود كه پرستاری بيشترين تعداد شغل های جديد را در سال های آتی داشته باشد. وليکن، اكنون بيش از هر زمان ديگری كمبود پرستار وجود دارد؛ تقاضا برای پرستاران در ايالات متحده و ديگر كشورها بسيار است. اداره آمار نيروی كار پيش بينی می كند كه شغل پرستاری با یک ميليون پرستار جديد و جايگزين تا سال 2010، در هر حوزه كاری اين شغل، بيشترين رشد شغلی را در چند سال آينده در آمريكا خواهد داشت. وزارت بهداشت و خدمات انسانی رقم بالاتری را اعلام كرده و پيش بينی می كند كه 4/1 ميليون پرستار ديگر تا سال 2010 در ايالات متحده مورد نياز است.

برای افراد ماهر در این رشته، اينجا فرصت بی نظيری وجود دارد. اداره آمار نيروی كار و وزارت بهداشت و خدمات انسانی پيش بينی می كنند كه كمتر از نيمی از پرستاران مورد نياز جدید، در بازار كار موجود خواهند بود و اين خود بدين معناست كه در واقع صدها هزار شغل اشغال نشده وجود خواهد داشت. در تائيد اين مطلب، انجمن بيمارستان آمريكا اعلام می كند كه اخيرا نرخ سمت های خالی در بيمارستان های ايالات متحده 13 درصد است.

چرا در حال حاضر، 2 ميليون پرستار حرفه ای موجود در ايالات متحده كافی نيستند؟ اول اينكه امروزه، بسياری از پرستاران در نيروی كاری به سن بازنشستگی رسيده اند. در عين حال، مدارس پرستاری آمريكا تا كنون در ميزان ثبت نام با ركود مواجه بوده اند. رابرت روستر، مدير روابط عمومی انجمن آمريكايی كالج های پرستاری می گويد، "قبل از سال 2001، ثبت نام برای شش سال متوالی كاهش داشت."

بسياری از كارآموزی ها كافی نيستند. بودجه كافی به آموزش و كارآموزی پرستاران اختصاص داده نشده است؛ بنابراين مدارس پرستاری، پرستارهای كمتر با كارآموزی كمتر تربيت می كنند.

فناوری، تقاضا برای پرستاران را افزايش می دهد. همچنانكه راه درمان بيماری های بيشتری كشف می شود و ميزان مراقبت های پيشگيری کننده از بيماری افزايش می يابد، به پرستاران بيشتری نياز خواهد بود. همچنين بيشتر بيماری ها به صورت سرپايی مداوا خواهند شد كه وجود نسل جديدی از پرستاران را ايجاب می كند. به علاوه اولين نسل فرزندان دوران پر زاد و ولد پس از جنگ جهانی، پا به سن 60 سالگی می گذارند و هر چه پيرتر می شوند، بيشتر به پرستارها نياز دارند، به خصوص هر چه برنامه های ياری رسانی و افراد نيازمند اين گونه كمك ها بيشتر می شوند. برخی ديگر به پرستارانی نياز خواهند داشت كه از آنها در خانه مراقبت كنند.

كمبود
دكتر سامر عبدل مجيد، يك پزشك مصري- آمريكايی از بيمارستان فرانكلين اسكوئر در بالتيمور، بيان می دارد كه مشكل فقط كمبود پرستاران نيست: مسئله مبرم ديگر اين است كه پرستاران به جای كار كردن به عنوان كارمند تمام وقت در بيمارستان ها، بيشتر به موسسات روی می آورند. پرستاری در يك موسسه، به ايشان برنامه كاری انعطاف پذيرتر می دهد و كار نيمه وقت به اندازه كار تمام وقت به عنوان يك كارمند، توانفرسا نيست. امروزه حدود 25 درصد از پرستاران، كمتر از 40 ساعت در هفته كار می كنند.

دكتر عبدل مجيد می گويد، "شغل پرستاری واقعا شغل خوش آيندی نيست. بيشتر پرستاران مايل نيستند به عنوان كارمند به شغل پرستاری بپردازند، زيرا بيش از حد كار می كنند، به اندازه كافی حقوق نمی گيرند و انعطاف لازم در زمان بندی كاری شان وجود ندارد."

حقوق پايين، برای آنهايی كه علاقمند به فعاليت در شغل پرستاری هستند، اگر باعث دست كشيدن از كار نشود، يكی از موضوعاتی است كه از آن شكايت دارند. زمانی، پرستاری يكی از بالاترين حقوق ها برای زنان را به همراه داشت، اما امروزه موقعيت بسيار متفاوت است. اكنون زنان می توانند تقريبا در هر حوزه كاری فعاليت داشته باشند و به اندازه پرستاری – يا حتی بيشتر از آن – درآمد داشته باشند.

هر چند، ممکن است به زودی تقاضای روز افزون و بی سابقه برای پرستاران موجب بالا رفتن ميانگين حقوق و جذب پرستاران بيشتر به اين حوزه كاری و پست كارمندی شود. برينكلی می گويد، "ما هيچ افزايشی در ميزان حقوق ها مشاهده نكرده ايم، اما احتمالا اوضاع تغيير می كند. بيمارستانها سعی دارند در دادن پاداش و مشوق های لازم از يكديگر سبقت بگيرند."

تعداد زيادی پرستار از خارج از كشور به ايالات متحده آمده اند تا موقعيت را مساعدتر سازند. اگرچه، گاهی اوقات مشكلات به دنبال آن می آيند. دكتر عبدل محيد می گويد، "پرستاران خارجی در ايالات متحده تربيت نشده اند و به همين دليل اشتباهات بسياری رخ می دهد. همچنين منحنی يادگيری و زمان كارآموزی نيز وجود دارد و اين عوامل باعث تاخير در نتايج فوری می شود. عليرغم همه اينها، اين افراد مايلند در نوبت های كاری خسته كننده كار كنند و بسيار از حقوق خود راضی هستند."

اما با همه اين تفاصيل، حوزه كاری پرستاری چيزی بيش از حقوق آن است. برينكلی می گويد، "جنبه مراقبت، بسيار مهم است. اين شغل، شغلی نيست كه به خاطر پول آن را انجام بدهی. بايد آن را دوست داشته باشی. بايد مراقب ديگران باشی – روزهای پرستاران روزهای سختی است."

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
    

تعمیرکار کامپیوتر خود باشید

این کمک با کلیک کردن روی یک کلید در اختیار شما است



از پشت کامپیوتر نشستن و منتظر پاسخ کارکنان قسمت پشتیبانی بودن خسته شده اید، و انتظار اینکه یک نفر گوشی تلفن را جواب دهد و به شما کمک کند تا مشکل تان را حل کنید. جدی جدی، حالا دیگر واقعا می توانید این مشکلات را خودتان رفع کنید.

گنجینه ای از اطلاعات "چگونه انجام دهیم" به شکل آن-لاین وجود دارد که می تواند به مبتدی ترین کاربران کمک کند از پس مشکلات بسیاری برآیند و از تماس های تلفنی پردردسر با بخش پشتیبانی و یا حتی بردن کامپیوتر به مراکز تعمیر اجتناب ورزند. مسلما، مشکلاتی هم هستند که کاربران باید به عهده حرفه ای های این کار بگذارند. ولی در رابطه با مقادیر زیادی از نیازهای مربوط به عیب یابی، نگهداری و بهبود امکانات سیستم، کاربران می تواند همه این کارها را خودشان انجام دهند.

مایک سرمک، که سیستم های پشتیبانی آن-لاین این شرکت، (Tech Support Guy)، دهمین سال تاسیس خود را جشن می گیرد و بیش از 200.000 عضو دارد، اظهار داشت، "با صرف وقت، صبر و حوصله و مطالعه، اکثر مشکلات می توانند توسط افرادی که خصوصیت "خود انجامی" دارند، رفع شوند." او گفت، "اغلب اوقات افراد را در رفع مشکلاتی از قبیل از بین بردن ویروس، عیب یابی سخت افزاری و - از همه رایج تر - خلاص شدن از شر نرم افزارهای جاسوسی (spyware) مرحله به مرحله جلو می بریم. اگر، در هر زمان طی مراحل عیب یابی، احساس کنید نمی خواهید کار را ادامه دهید، به دلیل اینکه خارج از حیطه درک و دانش تان است، همیشه می توانید کار را متوقف کنید و کامپیوتر خود را به تعمیرگاه ببرید."

در زیر چندین منبع آن-لاین که در تعمیر کامپیوترتان به شما کمک می کنند، آمده است:

HelpwithPCs.com

این تارنما یک فهرست کلی از اطلاعات و لینک های مربوط به کامپیوتر شخصی عرضه می کند. در زمینه مشکلات مربوط به عیب یابی، HelpwithPCs.com چهار حوزه متفاوت عرضه می کند که می تواند در رفع مشکلات و بهبود امکانات سیستم به کاربران کمک کند.

بخش Tips and Tricks ترکیبی از مطالب "چگونه انجام دهیم" مختلف را در مورد اکثر سیستم های عامل و نرم افزارهای مایکروسافت ارایه می دهد، ولی در ضمن اطلاعات سودمندی نیز در مورد "موزیلا فایرفاکس" و جستجوگر "نت اسکیپ کامیونیکیتور" عرضه می کند. عمق و میزان کمک های ارایه شده از یک محصول به محصول دیگر بسیار متنوع است.

بخش PC Upgrading Guide جهت تعویض قطعات مختلف از قبیل گرداننده های سخت یا کارت های صوتی به کاربر کمک می کند. با رفتن به بخش های مخصوص هر قطعه خاص، این تارنما حاوی دستورالعمل های ساده گام به گام و شکل های بسیار گوناگون است تا شما کاملا از تمام مراحل اجرای این تغییرات اطمینان داشته باشید.

بخش PC Maintenance راهنمایی های اولیه جهت رسیدن به بهترین سطح عملکرد کامپیوترتان را در اختیار شما قرار می دهد. این اطلاعات بسیار کلی و مقدماتی و مناسب استفاده توسط کاربران عادی هستند. اگر فرد بسیار فنی ای هستید و ساعت ها وقت صرف ور رفتن با قطعات کامپیوتر خود می کنید، قسمت های مربوط به تهیه Backup، محافظ های نوسان های ناگهانی برق، و تمیز کردن موش و صفحه کلید به نظرتان بسیار ساده و بدیهی خواهد آمد، ولی قسمت جدیدا اضافه شده در زمینه سازماندهی مجدد فایل ها یا Defragging و وعده های مربوط به مطالبی که در آینده اضافه خواهند شد، احتمالا ارزش این را دارد که گهگاه به این تارنما سر بزنید.

بخش Free Tech Support این امکان را در اختیار کاربر قرار می دهد که سوال خود را در مورد یک مشکل مطرح کند و راه های ممکن برای رفع این مشکل را دریافت کند؛ چه این مشکل نرم افزاری باشد چه سخت افزاری.

بهترین نکته در مورد www.helpwithpcs.com این است که دستورالعمل ها کوتاه و واضح هستند؛ و نباید مدام از یک صفحه به صفحه دیگر بروید. علاوه بر این، این تارنما حاوی مطالب سودمند دیگری نیز است؛ از جمله لغت نامه اصطلاحات و واژگان فنی و خودآموزهای آن-لاین بسیار زیاد در مورد نرم افزارهای رایج و به خصوص سیستم های عامل.

PCSupport.About.com

روزنامه نیویورک تایمز دائما در حال چاپ مقالات زیادی در مورد مطالب About.com است. صفحه های PC Support این تارنما حاوی اطلاعات وسیع و کاملی برای کمک به آشنا شدن با مشکلات مربوط به کامپیوترهای شخصی و رفع این مشکلات است.

مطالب این تارنما که به زبان ساده نوشته شده اند و تقریبا عاری از هر گونه اصطلاحات کامپیوتری هستند. منابع این تارنما حاوی راه های مختلف مواجه با مسائل گوناگون است - از فورمت کردن دیسک های سخت و نصب نرم افزار گرفته تا انجام تعمیرات اضطراری و افزایش سرعت جستجوگر.

صفحه های این تارنما حاوی اطلاعات بسیار زیادی است، بنابراین در ابتدا بهتر است با فهرست ارایه شده در سمت چپ صفحه اصلی کار خود را آغاز کنید. در این فهرست اطلاعات به چهار دسته تقسیم شده اند: ضروریات، پیشنهادات مربوط به پشتیبانی از کامپیوتر، مطالب و ابزارها.

در بخش مطالب یا Topics، راهنمایی های عملی را برای انجام تعمیرات و نگهداری، رفع مشکلات، و بهبود امکانات سیستم خواهید یافت. از جمله مطالبی که برای مبتدی ها بسیار سودمند است قسمت "خودآموز خود انجام" یا DIY Tutorial است که شما را مرحله به مرحله در بهبود سیستم سخت افزاری کامپیوتر راهنمایی می کند. این خودآموزها حاوی توضیحات و عکس های ساده جهت آسانتر کردن درک هر مرحله است.

تارنمای About.com منابع خود را با اطلاعات جمع آوری شده از دیگر تارنماها در اینترنت ترکیب می کند. این بدین معنی است که ممکن است در برخی مواقع به لینک ها داده شده وصل نشوید، ولی این اتفاق چنان به ندرت پیش می آید که باعث ناراحتی شما نمی شود.

یکی از نکات ویژه About.com این است که می توانید سوالات خود را به متخصصین این تارنما ای-میل کنید.

GeekSquad.com

این تارنما، تارنمای یک شرکت آمریکایی است که تیمی از متخصصین فنی سیار را به منازل کاربران و شرکت های کوچک جهت انجام پشتیبانی و تعمیرات فنی اعزام می کند. با اینکه هدف اصلی این تارنما تبلیغ این شرکت و خدمات ارایه شده توسط آن است، ولی www.geeksquad.com حاوی اطلاعات سودمند بسیاری در زمینه "چگونه انجام دهیم" است.

صفحه "اطلاعات اصلی" یا Central Intelligence دارای اطلاعات گسترده در پنج زمینه مختلف است: امنیت، شبکه سازی، موسیقی دیجیتال، تصویرسازی دیجیتال و بازی. علاوه بر این، در قسمت جدیدی که تحت عنوان "اطلاعات جدید" یا Recent Intelligence ایجاد شده است، لینک های مختلفی به مطالب بسیار، بسیار فراوان وجود دارد.

حال و هوای این تارنما بسیار دلچسب است که موجب می شود ترس از کار با کامپیوتر و ابهامات در این زمینه رفع شوند. اگر در صفحه های مختلف این تارنما در قسمت "اطلاعات اصلی" جستجو کنید، اطلاعات سودمند بسیار زیادی به دست خواهید آورد که شما را تبدیل به یک کاربر زرنگ و دانای کامپیوتر خواهد کرد.

این تارنما همچنین حاوی یک بخش مرکزی لینک های مختلف، تحت عنوان دان-لودز (Downloads) در صفحه "اطلاعات اصلی" است. در این بخش کاربران می توانند درایورهایی را پیدا کنند که کامپیوترشان را قادر می سازد با دیگر دستگاه های جانبی از قبیل چاپگرها، دستگاه های MP3، دوربین های دیجیتال و از این قبیل وسائل کار کند. این لینک ها شما را به تارنماهای سازندگان این دستگاه ها وصل می کند، ولی پیدا کردن آن چیزی که دنبالش هستید کار آسانی خواهد بود، زیرا GeekSquad منابع مربوط به درایورها را با در نظر گرفتن نوع و سازنده آنان دسته بندی کرده است.

میزگردها

سه تارنمایی که در بالا ذکر شدند، با عرضه اطلاعات و توصیه های مستقیم در مورد "چگونه انجام دهیم" به کابران، موجب خوشنودی سریع شما می شود، ولی چندین تارنمای دیگر نیز وجود دارند که کاربران می توانند سوالات خود را به آنها ارسال کنند و توصیه های لازم را از دیگر کاربران یا حتی از متخصصین فنی داوطلب دریافت کنند. در واقع، این تارنماها برای استفاده افرادی مناسب تر است که به کمک فوری نیاز ندارند یا آنهایی که مقداری دانش فنی دارند یا آمادگی آن را دارند که در مورد پاسخ های دریافت شده تحقیق کنند - و همچنین اگر فرد باشهامتی هستید و مایلید یاد بگیرید چگونه کامپیوترتان را خودتان تعمیر و تنظیم کنید. در کل، باید آدرس خود را در این تارنماها ثبت کنید و حساب های رایگان تشکیل دهید.

سرمک اظهار داشت، استفاده از این صفحه ها آسان است. او گفت، "کافی است سوال های خود را ارسال کنید، و تا آنجا که می توانید جزییات مشکل را مطرح کنید، و چند نفر داوطلب به سوال شما پاسخ خواهند داد. خدمات Tech Support Guy رایگان است زیرا "مخارج این تارنما از طریق تبلیغاتی که در کنار صفحه ها مشاهده می شود، و همچنین کمک های مالی کاربران سپاسگزار تامین می گردد."

در زیر نام برخی از میزگردهای شناخته شده آمده است:

· Ask Me Help Desk at www.askmehelpdesk.com/computers

· 5 Star Support at www.5starsupport.com

· Protonic.com at www.protonic.com

· Suggest A Fix PC Support Forums at www.suggestafix.com

· Tech Support Guy at www.techguy.org

ترس به خود راه ندهید - تقریبا

اگر به دنبال یافتن کمک آن-لاین در زمینه کامپیوتر هستید، حتما از چند قاعده اصلی پیروی کنید: زرنگ باشید، محتاط باشید، ولی ترس به خود راه ندهید. پیش از آنکه شروع به آنگولک کردن نرم افزار خود کنید، همیشه مطمئن شوید که یک کپی دیگر از تمام فایل هایی که نمی خواهید از دست بدهید، درست کرده اید (در هر صورت باید همیشه این کار را بکنید). از منابعی که شناخته شده نیستند هیچ چیز را دان-لود نکنید. در آخر، هیچوقت اطلاعات شخصی خود را بدون کنترل سیاست های حفظ اطلاعات شخصی آن تارنما و اینکه چگونه می خواهند از این اطلاعات استفاده کنند، در اختیار هیچ منبعی قرار ندهید.

برای خدمات و دان-لودهای رایگان، معمولا نباید اطلاعات شخصی زیادی را ارایه دهید. اگر تارنمایی این اطلاعات را از شما خواست، باید بلافاصله زنگ هشداری باشد و احتمالا بهتر است که از این تارنما خارج شوید.

سرمک توصیه می کند، همیشه کمی شکاک باشید. او می گوید، "درست مانند بقیه اطلاعاتی که به صورت آن-لاین دریافت می شوند، باید مراقب باشید." به همین علت او کارکنان مخصوصی جهت بازبینی اطلاعات عرضه شده در تارنمای Tech Support Guy جهت اطمینان از خطرناک نبودن هیچیک از پیشنهادها و توصیه ها استفاده می کند. او می گوید، "اگر چیزی به نظرتان درست نمی آید، همیشه سوال کنید یا منتظر پاسخ نفر بعدی باشید."

پس، پیش به سوی دنیای مجازی و خوره کامپیوتر شدن.


 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  بیماری از آنجا شروع شد که در برابر جامعه احساس سرخوردگی وبیگانگی کردم. به دلیل نداشتن آگاهی لازم و همچنین وجود خصوصیات خویشی و تقلید تبدیل به یک فرد آنارشیست و کلا ضد و مخالف شدم. نقطهء شروع این مخالفت با نظرات دوستان - خانواده و بطور کلی سرپیچی از قوانین عادی و روزمره ای بود که با آنها سر کار داشتم مثلا مدرسه. در ابتدا شروع به نا فرمانی از معلمان و همشاگردیهای خود کردم - دقیقا بر عکس افکار و پوشش آنها حرکت کردم. بجای قلم و کتاب چاقو و فنون دعواهای خیابانی و استفاده از آن را آموزش میدیدم و آنها را در مدرسه محله و... به رخ میکشیدم و این رعب و وحشتی که آنها از من پیدا کرده بودند لذتبخش بود و درخیال خودم  داشتم پیشرفت میکردم. من یک افسردهء وضعیتی بودم و خود را گم کرده بودم به جای مراجعه به متخصص روانشناس و دارو درمانی و روان درمانی به خود در مانی اون هم به روش غلط روی آوردم. سیگار مشروب حشیش و بعد مواد مخدر و اعتیاد. نمیدونم اگر تجربه های خودم رو بنویسم مفید هست یا نه؟ ولی تمام اونهارو میخوام بگم و در آینده شاید تو وب گذاشتم . ولی الان ششمین سال پاکیم بود بدون کمک هیچکسی من ۶ ساله که پاکم و از دود بیزارم و برای همین یکدفعه تصمیم گرفتم این مطالب فله ای رو بنویسم. فقط یه چیزی من رو خوشحال میکنه و اون اینه که جلوی خودم سربلندم و رو سیاه نیستم.من خودم خودم رو ساختم وبدون کمک هیچ انجمنی(NA) یا افراد دیگری;شعارم هم اینه:                                   

                        مرگ بر وابستگی و زنده باد آزادی

راستی شما هم میتونید به ما بپیوندیدحتی از همین وبلاگ

            SANYEH & HELPY بزودی یک تحول دردنیای اینترنت با همراهی ایرانیان در سراسر دنیا 

                                                      وبلاگ ثانیه 

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
  سلام سراب دنیا- نصیب من بیجارهء راه نرفته گشته ; آن هم چه سرابی.

  بعد از هفت سال دوباره با RED SYSTEM

TinyPic image

کمیتهء کار سازمان ملل متحددر زمینهء آزادی عقاید و گفتار:

                        llupoli@ohchr.org

ناظران بین المللی حقوق زنان:

Fax: +1 - 603 228 32 552  Tel: +1 - 603 228 22 255

ناظران بین المللی مراعات حقوق زنان:

                 iwraw-ap@iwraw-ap.org

سازمان دیده بان حقوق بشر:

         Fax: +1 - 202 612 43 33  Tel: +1 - 202 612 43 21  hrwdc@hrw.org 

کمیتهء سازمان ملل متحد علیه زجر و شکنجه:

                  crueda-castagnon@ohchr.com  Fax: +1 - 41 22 917 90 22  

 دادستان بین المللی دادگاه جنائی بین الملل:

               opt.informationdesk@icc-cpi.int  Fax: +1 - 31- 705 158 555

دفتر دبیر کل سازمان ملل متحد( بان کی مون):

                                      sgcenteral@un.org  Tel: +1 - 212 644 28 50

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد:

                                                                         nschultz@ohchr.org 

گزارشگر سازمان ملل متحد علیه اعمال خشونت به زنان:

                                                                  Fax: +1 - 41 22 917 9006

گزارشگرویژهء سازمان ملل متحد علیه بازداشتهای خودسرانه:

                                                                          lventre@ohchr.org 

شماره تلفنهای دفترمرکزی انجمن معتادان گمنانم( NA  ) :

۸۸۴۵۳۷۳۷-۰۲۱  و ۸۸۴۲۴۴۰۹-۰۲۱

                                                 وبلاگ ثانیه

 
 
   |    نوشته شده توسط ر.رواندوست
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور