|
این مطلبی بود که یکی از دوستان مطرح کرد :
اما آنچه انتشار کتاب را غیر حرفهای میکند رعایت نکردن ضابطههای کیفی نشر است، به ویژه ویراستاری آن. ویراستاری البته تنها به غلطگیری نگارشی محدود نمیشود. حتی کارهای ادبی مانند رمان و شعر نیز نیاز به ویراستاری حرفهای دارند. در میان ناشران غربی پذیرفته شده است که کار پیش از چاپ از سوی کسانی که در آن رشتهی ادبی یا علمی کارشناس هستند ویرایش شود. در مورد ویرایشهای محتوایی، که اغلب به آن بازبینی میگویند، با نویسنده بحث و مذاکره میشود و موافقت او جلب میشود. به هر صورت، علاوه بر ویراستاری، طراحی و جلد و مانند آن نیز مطرح است. اگر در انتشار کار این نکتهها رعایت شود، کار به یقین جدیتر و با کیفیت بهتری عرضه خواهد شد.
اما فارغ از بحث حرفهای بودن یا نبودن، باید به قیمتگذاری نیز به عنوان یکی از ابزارهای تشویق کتابخوانی توجه کرد.))
و این هم جوابی بود که هن همان هنگام برای ایشان ارسال کردم :
به نظر من ترجمهء صحیح و نوع نگارش که از ادبیات پیچیده برخوردار نباشد و ذهن خواننده را با مسائل دیگری پیرامون بحث موجود در کتاب درگیر نکند خود میتواند یکی از عوامل خوب برای انگیزه نشان دادن فرد به مطالعه باشد ، همین طور که شما شاید یک کتاب خیلی کهنه که از لحاظ ادبی و املائی خیلی هم به روز نباشد را بیشتر بپسندید تا یک کتاب امروزی ، بخش دیگر هم حتمن نقش سانسور و خود سانسوری نویسنده یا مترجم است که موثر واقع خواهد شد ، البته در کشورها و فرهنگهائی نظیر کشور ما مردم ترجیح میدهند تا بیشتر به سمت کتابهائی که ممنوع هستند بروند تا تمایلی به همان کتاب چاپ جدید داشته باشند ، این عدم اطمینان از محتوای کامل یک کتاب هم بسیار مهم است ، البته به این هم باید توجه کرد که میزان استقبال از مجلات و روزنامه های ایرانی که البته اکثر آنها به نشریات خانوادگی و یا زرد میمانند بیشتر خواهان دارد تا کتابهائی که علمی و اصولی است ، از تتیراژ مجلات علمی هم میتوان به این نکته ها رسید ، مردمی که اگر روزنامه هم تهیه کنند بیشتر صفحهء حوادث را مورد مطالعه قرار میدهند تا دیگر مطالب آن را ، شما به کیفیتهای چاپی و نوع برگه های استفاده شده در روزنامه و مجلات که دقت کنید به این نتیجه میرسید که محتوای یک موضوع خبری و حادثه ای بیشتر از نوع کیفیت ، جنس و نوع کاغذ و خبر برای جامعهء ما ارزش دارد ، البته این مختص تمام جهان سوم هست و هیچ خُرده ای هم به آن نمیتوان گرفت ، کشوری که سطح چاپ اکثر کتابهایش را خرافات ، جادو و جمبل و دعاها و رموزها فرا گرفته ، به طبع مردم را برای فرار به سمت مطالب بی دردسر تر ، قابل فهم تر و جالب تر از قبیل صفحات حوادث روزنامه سوق میدهد تا کتابهای حرفه ای و غیر قابل فهم و درک ...
حالا چرا این رو مطرح کردم چون میخواستم شما هم اگر نظری در این زمینه داربد منتشر کنید ...
|